محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

551

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عدى بن حاتم كه خود در آغاز مسيحى بود ، به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مىگويد كه مسيحيان دانشمندان دينى خود را نمىپرستند ! پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در پاسخ فرمود : آنان حلال را حرام و حرام را حلال ساخته‌اند و مسيحيان نيز از ايشان پيروى كرده‌اند و اين خود گونه‌اى پرستيدن است . ( فقد جرّبتم الأمور و ضرّستموها . . . ) شما به روشنى مىدانيد كه متون اسلامى ، واضح و روشن هستند و قابل نقض نيستند . همچنين از سرنوشت كسانى مانند يهود كه دين خود را منحرف ساختند ، آگاه هستيد . خداوند براى شما مثل‌هاى گوناگونى آورده تا پند و اندرز گيريد . پس چنين نمىكنيد . ( فلا يصمّ عن ذلك إلّا أصمّ و لا يعمى عن ذلك إلّا أعمى ) كورى و كرى دل از رفاه‌زدگى و دنياخواهى زياد نشأت مىگيرد . امام عليه السّلام به يكى از ايشان مىگويد : « تو يكى از رفاه‌زدگانى هستى كه شيطان در تو نفوذ يافته و آرزوى خويش را در تو محقق ساخته است و چون خون و روح در تو به جريان افتاده است . » « 1 » ( و من لم ينفعه اللّه بالبلاء و التّجارب لم ينتفع بشيء من العظة ) آزمايش‌ها و تجارب زندگى از كار و كنش‌هاى آدمى به دست مىآيد و از كننده آن‌ها جدا نيستند . بنابراين كسى كه از رخدادهاى مربوط به خود اندرز نگيرد ، چگونه از حوادث ديگر ممكن است اندرز بگيرد . سزاوارتر آن است كه از كتاب آشكار خداوند سود برده و در پرتو آزمايش‌ها و تجارب زندگى به نقد خويشتن برخواسته و از آن‌ها درسى فراموش‌نشدنى بگيريم . كسى كه از تجارب خود

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : نامه 10 .